خانه وبلاگ
بايگاني شده ها
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
mamanekia
آرشیو شده ها
مهر ۸٩
آذر ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
لینک دوستان
ارش وروجک مامان
الینا، دختر كوچولو ما
پگاه و پارسا
خاطرات بزرگ شدن من
دختر من
دنا
روبین
شروین
طيبا
گل بهاران
مامان ستایش
مامان مهین وهانا جون
ماني فسقلي
مرجان مامان ماهان
مرمر خانوم
من و زندگی
نیکان و شیطونیهاش
هانا :دختری از کهکشانی دیگر
هستی
يونای من
روانشناسی کودک
کیارش
شازده ماهان
حامی
پویه و پویان
مانا و مانیا
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب وبلاگ
دوست یابی
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
پنجشنبه تولد بابای کیا بودش
بابا جونو از طرف محل کارش یک هفته فرستاده بودن کالج تا دوره های جدیدی رو ببینه ؛ خلاصه که بنده خدا همانروز هم دوتا امتحان مهم داشتش ما هم از قبل تدارکمون رو دیده بودیم و ظهر که آمدش خانه 
تولد مبارک رو شروع کردیم کیا جون هم کادوهای بابا کاوه رو آوردش البته بعد هم به بابا کمک کرد و براش بازشون کردش
منم شیرنی مخصوصی رو که دوست داشت براش گرفته بودم
آوردم و بعد از آنم همگی ناهار رفتیم بیرون جای همه دوستان خالی بودش .
سلام دوستان عزیز ما چند وقتی بود که حسابی سرمون شلوغ بود و نتوانستیم آپ کنیم خاله جون کیا آمده بود مامان فرصت نکرده بود که مطلبی بنویسه و همینطور به دوستان سر بزنیم با کمی تاخیر سال جدید میلادی رو به همه دوستان عزیر تبریک میگیم
و آرزوی سالی سرشار از سلامتی برای همه داریم ؛میدانین که سال 2007 سال
خوک بودش و سال جدید سال
2008 سال موش هستش . امسال که کیا کلی خوشی کردش خاله جان که یک چمدان براش هدیه آورده بودش فامیل و دوستان هم
هر کس براش هدیه ای آورده بودش خلاصه که همش داشت کاغذ کادو میکند فکر کنم
از این کار خیلی خوشش آمده بودش خاله براش از اثباب بازی گرفته تا انواع لباسها رو آورده بودش و.......البته ناگفته نمانه که این مدت کیا بسیار به خاله اش اینا وابسته شده بود ؛ با عموش (شوهر خاله) از خاله اش بیشتر جور شده بودش ؛ من میگم این آقایون بلدن چطوری دل بچه ها رو به دست بیارن . البته الانم که رفتن بچه ام دلتنگیشونو میکنه هر روز صبح که بیدار میشه به عادت قبل میره توی اطاق آنها اما میبینه که نیستن بعد می یاد پائین و میبینه که نیستن و شیشه شیرشو میگیره دستش و میشینه پای تلویزیون یا با اثباب بازیهاش بازی میکنه .
کیا و اشگان
خانواده شمعدانی
دویار

"تک بودن،نترس که متفاوت باشی"
"میلیون ها نفر سیب های افتاده رو دیدن ولی نیوتون پرسید چرا!"
"با مثبت اندیشی نصف کار رو انجام دادی"
"تبدیل یه چیز ساده به یه چیز پیچیده عادیه،تبدیل یه چیز پیچیده به یه چیز خیلی ساده،خلاقیته!"
"همه عجایبی که در زندگیت به دنبالشون هستی در درون خودت منعکس شده"(یه جورایی یاد پائولو کوئلو افتادم!)
"عشق خیره شدن به یکدیگر نیست!عشق با هم نگاه کردن به بیرون در یک جهته"
"دور نما، بد بین سختی ها رو در فرصت ها میبینه،خوشبین زیبایی ها رو در هر سختی"
"دگرگون شدن!اگر همیشه به دانسته هات چسبیده باشی هیچ وقت پیشرفت نمی کنی"
"خودت رو به سمت ماه پرتاب کن،حتی اگر موفق نشدی بین ستارگان فرودخواهی آمد"
"فقط خودتی که می تونی راه خودت رو انتخاب کنی"





