Lilypie - Personal pictureLilypie Second Birthday tickersLilypie 4th Birthday PicLilypie 4th Birthday Ticker
Teddy Bear

کیا و پایا کوچولو


Valentines Day

روز ۱۴ فوریه به Valentines Day معروف هستش در چنین روزی هر کسی به هر کسی که دوستش داره گل و شکلات یا کارت هدیه میده و فرق نمی کنه که مرد باشه یا زن مادر ؛ پدر ؛ دختر  یا پسرتون

 

عکس کیا پارسال

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۱۱/٢٥ - mamanekia

مقايسه دو رويداد

رويداد اول: چهارم ديماه 1331
يك هواپيماي شركت هواپيمايي ايران كه از شيراز و اصفهان به تهران مي آمد، در نزديكي فرودگاه مهرآباد هنگام كم كردن ارتفاع براي نشستن سقوط كرد و همه مسافران و سرنشينان آن جز دو تن( حسين عدل رئيس شركت تلفن شيراز و مهندس خزايني ) كشته شدند.
     نكته جالب و قابل تامل در اين سانحه زنده ماندن و سلامت كامل اين دو تن از ميان دهها مسافر نبود، دست نخورده ماندن يك بسته بسيار بزرگ پر از اسكناس بود كه با اين هواپيما حمل مي شد . اين بسته پس از برخورد هواپيما به زمين از داخل آن بيرون افتاده، بازشده و اسكناسها سطح بيانان ( چند قدمي جاده جنوبي پر رفت و آمد كرج ـ تهران ) را تا مسافتي دور پوشانده بود. صدها نفر كساني كه به كمك و يا تماشا آمده بودند و عموما از كارگران تنگدست محل و نوجوانان بودند حتي يك قطعه اسكناس را براي خود برنداشته بودند و به خبرنگاران خارجي گفته بودند كه تصاحب به ناحق مال ديگران، دولت و يا شخص ، حرام است و باعث ناراحتي وجدان مي شود و ما تنها به دسترنج خود قانع هستيم . اين خبرنگاران به سراسر جهان نوشته بودند كه سانحه پرتلفات هوايي تهران منش ويژه و بزرگواري ايرانيان را يك بار ديگر به ثبوت رساند و اگر در كشوري ديگر اتفاق افتاده بود، مردم تماشاگر حتي يك قطعه اسكناس را باقي نمي گذاشتند و براي تصاحب آنها هجوم مي بردند و با هم مسابقه مي دادند.
رويداد دوم : 22 ديماه 1386 ( 55 سال و 18 روز بعد )
سيدحسين توکلي ، بازپرس شعبه 5 دادسراي جنايي گفت: چند روز پيش به دنبال برودت هوا و بارش برف ، يک خودروي حامل پول در نزديکي فيروزکوه با يک خودروي سواري پرايد تصادف کرد. در اين تصادف ، يک اتوبوس مسافربري که در حال عبور از جاده بود، با مشاهده اين وضعيت متوقف شد و مسافران براي کمک به مجروحان از اتوبوس پياده شدند.
سرقت پول هاي بانک
بازپرس جنايي در ادامه گفت: چند نفر از مسافران که قصد کمک به مجروحان خودروي حامل پول بانک را داشتند، با مشاهده پول هاي موجود که پس از تصادف در اتاقک خودرو پخش شده بود، به يکباره وظيفه انساني خود را فراموش کردند و با سرقت مقاديري از چک هاي مسافرتي متعلق به بانک بدون آن که به مجروحان حادثه کمک کنند، بار ديگر سوار اتوبوس شدند و محل را ترک کردند.
                                
شکايت و پيگيري
بازپرس توکلي افزود: به دنبال اين ماجرا، ماموران امدادي با حضور در محل ، امدادرساني به حادثه ديدگان را آغاز کردند و راننده خودروي پرايد بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد. برادر جوان فوت شده پس از اين حادثه عنوان کرد: برادرم پس از تصادف و در آخرين لحظات عمرش در تماس تلفني گفت: ميان صندلي و فرمان خودرو گرفتار شده است و مسافران اتوبوس را مشاهده مي کند که براي کمک پياده شده اند، اما به جاي کمک به او سراغ خودروي بانک مي روند.
بازپرس شعبه 5 دادسراي جنايي افزود: به دليلي شکستگي دنده اين جوان و فرورفتن در ريه وي ، اگر مسافران او را از ميان آهن پاره بيرون مي آوردند، به طور قطع نجات مي يافت ، اما افسوس که آنها با مشاهده پول هاي درون خودرو، وظيفه انساني شان را فراموش کرده و بدون هيچ مساعدتي محل را ترک کرده اند.
توکلي بيان کرد: پس از سرقت پول ها و بررسي هاي بعدي معلوم شد 148 ميليون تومان از پول هاي درون خودرو به سرقت رفته است و افراد سارق در مرحله بعدي با چک هاي مسافرتي سرقت شده ، به خريد طلا، لوازم خانه و... اقدام کرده اند.
دستگيري يک متهم
بازپرس جنايي افزود: با آغاز تحقيقات در اين زمينه ماموران در مرحله بعدي يک نفر از مسافران سارق را به همراه 38 ميليون تومان از چک هاي مسافرتي دستگير کردند.
متهم در تحقيقات گفت: وقتي صحنه تصادف را مشاهده کرديم ، ابتدا قصد کمک به مصدومان را داشتيم و ما بوضوح فريادهاي کمک خواهي راننده خودروي پرايد را مي شنيديم ، اما با مشاهده چک هاي مسافرتي درون خودرو، هر کدام از ما که از اتوبوس پياده شده بوديم ، سعي مي کرديم پول بيشتري برداريم.


 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۱۱/۱٧ - mamanekia

دانش به جوی

مامان کیا به خاطر اینکه کلاسهای تکمیلی میره کمی دیر به دیر آپ میکنه و به دوستای کیاهم دیر به دیر سر میزنه اما سعی کردم از یک هفته یا نهایتا ده روز بیشتر نشه

                           ihatehomework_1.gif

این کلاسهای بنده تا 2 april که میشه حدودا ۱۲ یا ۱۳ فروردین طول میکشه و بعد تمام میشه ؛ هم بابا کیا یک نفس راحت میکشه هم خود کیا که دیگه مامانش صبح حول حولی کاراشو نمیکنه که بابا بنده خدا که شیفتاشو عوض کرده مراقبش باشه یا بره مهد یا دختر دائی مامان یا دوستان .....تازه خاله میگه سوار هواپیماش کن بفرستش پیش من ؛ آخه بابا هم ماهه آینده یک هفته باید بره کالج (از طرف کارشون ) دوره برای ماشین آلات جدیدشون ببینه.

                                graduation10.gif

خلاصه که شده داستان زگهواره تا گور دانش به جوی  ما فکر میکردیم فقط اونهائی که پزشکی می خوانند این داستانو دارن آخه خاله کیا همیشه مشغول درس خواندن یا کشیک هستش.

نمیدانم تا الان من از خودم با کیا براتون عکس نگذاشتم که بعضی از دوستان از من سئوال کرده بودن که توی آن عکس خانوادگی که چند پست قبل گذاشته بودم کدوم هستم ؟

کیا و مامان کیا

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۱۱/٩ - mamanekia

تاجرو ماهيگير

یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود.در همان موقع یک قایق کوچک ماهیگیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود .از ماهیگیر پرسید : چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟

ماهیگیر : مدت خیلی کم

تاجر:پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد ؟

ماهیگیر:چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافیست.

تاجر:بقیه وقتت را چیکار میکنی؟

ماهیگیر:تادیر وقت می خوابم ؛ یه کم ماهیگیری میکنم ؛ بابچه هام بازی میکنم بعد میرم توی دهکده و با دوستام شروع میکنیم به گیتار زدن . خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.

تاجر:من توی هاروارد درس خوندم و میتوانم کمکت کنم .تو باید بیشتر ماهیگیری کنی .اونوقت میتوانی با پولش قایق بزرگتری بخری و با در آمد آن چندتا قایق دیگر هم بعدا اضافه میکنی ؛ اونوقت یک عالمه قایق برای ماهیگیری داری.

ماهیگیر : بعدش چی؟

تاجر:به جای اینکه ماهی ها رو به واسطه بفروشی اونارو مستقیما به مشتری ها میدی و برای خودت کار و بار درست میکنی ....بعدش کارخانه راه میندازی و به تولیداتش نظارت میکنی .... این دهکده کوچک رو هم ترک میکنی و میروی به مکزیکو سیتی ؛ بعد از اونم به لوس آنجلس ؛ و از اونجا هم نیویورک .......اونجاست که دست به کارهای مهم تر میزنی.

ماهیگیر: این کار چقدر طول میکشه؟

تاجر:پانزده تا بیست سال.

ماهیگیر:اما بعدش چی آقا؟

تاجر:بهترین قسمت همینه ؛در یک موقعیت مناسب که گیر اومد میری و سهام شرکت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی . این کار میلیون ها دلار برات عایدی داره.

ماهیگیر:میلیون ها دلار ؛خوب بعدش چی؟

تاجر:اون وقت باز نشسته میشی ؛ میری یک دهکده ساحلی کوچیک ؛ جایی که میتوانی تا دیر وقت بخوابی ؛ یک کم ماهیگیری کنی ؛بابچه هات بازی کنی  و بری دهکده و تا دیر وقت با دوستات گیتار بزنی و خوش بگذرونی.

            


پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۱۱/٢ - mamanekia