خانه وبلاگ
بايگاني شده ها
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
mamanekia
آرشیو شده ها
مهر ۸٩
آذر ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
لینک دوستان
ارش وروجک مامان
الینا، دختر كوچولو ما
پگاه و پارسا
خاطرات بزرگ شدن من
دختر من
دنا
روبین
شروین
طيبا
گل بهاران
مامان ستایش
مامان مهین وهانا جون
ماني فسقلي
مرجان مامان ماهان
مرمر خانوم
من و زندگی
نیکان و شیطونیهاش
هانا :دختری از کهکشانی دیگر
هستی
يونای من
روانشناسی کودک
کیارش
شازده ماهان
حامی
پویه و پویان
مانا و مانیا
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب وبلاگ
دوست یابی
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
ملوان کوچولوی ما در شب Holloween به اطفاق مامانش و بقیه نینی ها این جشنو برگزار کردش فقط نگذاشت مامانش ازش عکس بگیره .بابا جونش هم به طرفداری از ملوان ما گفتش که جشن مال این بچه هست و قراره که به اون خوش بگذره
راحتش بگذار.خلاصه با نظارت جناب پدر و با کمک مامان و به اطفاق نینی های دیگه همشون با هم به قاشق زنی رفتن اولش کیا به بچه های دیگه نگاه میکرد که ببینه اونها چه میکنن؟
بعد کمکم خوشش اومد چون میدید بچه ها قاقالیلیهای خوشمزه بهش میدن خلاصه اینم پشت سر انها راه افتاد و منم به دنبالشون که مواظب ملوانمون باشم.
انشب بعضی از پدر و مادرهای بچه ها خوداشون رو به شکلهای مختلف در اورده بودن و به نوعی در کناربچه ها در این جشن شرکت کرده بودن.
بعضی از خانه ها برای تزئین خانه هاشون خیلی خرج کرده بودن و مردم از همه جا برای تماشا می امدن . کیا به در خانه ها که میرسید میدید که بچه های بزرگتر از خودش میگن
Trick or Treat اما چون هنوز بلد نبود میگفت { Hi بهبه به به } بعد مردم هم هر کس بهش قاقالیلی میداد اینم خوشحال مثل نینیهای دیگه میاورد می انداخت داخل کیسه اش که دست مامانش بود . بعدش هم باز جای دیگه( Hi Hi و به به به به) خلاصه ۲ کیسه و نصفی برای خودش به به ؛به زبان خودش جم کردش و بدو بدو خندان به دنبال بچه ها
حسابی بهش خوش گذشت و تا دلش می خواست شیطنت کرد.
شب که به خانه برگشتیم تا من داشتم لباسهای پسرکمون رو عوض میکردم جناب پدربه سر کیسه های کیا رفت و به بهانه اینکه ببینه چی هستو نیست؟
نصف بیشتر قاقالیلهای یک کیسه رو نوش جان کردو بخشیش رو هم به کیا دادش.





