Lilypie - Personal pictureLilypie Second Birthday tickersLilypie 4th Birthday PicLilypie 4th Birthday Ticker
Teddy Bear

کیا و پایا کوچولو


معجزه

با سلام به همه دوستانی که این مدت به دیدن ما می امدن و سراغ ما رو میگرفتن اگر مدتی هست که نه به شما ها سر زدیم و نه در اینجا پست جدیدی نو شتیم علتش اینه که نمی خواستم از چیزهای ناراحت کننده چیزی اینجا بنویسم اما می خوام از معجزه ای که برامون اتفاق افتاده براتون بگم.

                MySpace Graphics

چند روز پیش صبح که از خواب بیدار شدیم  اینجا برف امده بودش کیا از خواب که بیدار شدش و چشمش که به بابا جون افتاد و دید که خانه است  از انجایی که بسیار بابا یی هست خیلی خوشحال شدش و به بغل بابا رفتش و بعد هم به پشت پنجره   اخه اولین برفیه که میبینه پستچی طبق معمول امدش کیا به همراه بابا به دم در رفتن اما کیا از برف کمی ترسیدش . من می خواستم برم خرید به همسرم پیشنهاد کردم چون اولین برف کیاست همگی با هم بریم بیرون  تا کیا هم بتوانه برف بازی بکنه . من لباسهای گرم مخصوص تن کیا کردم و  اونو گذاشتمش  داخل ماشین خودم چون صندلی مخصوص بچه داخل My Mercedes-Benz  ماشین منه . رفتیم کاوه منو دم در فروشگاه wal* mart (فروشگاهی که همه چی داره) پیاده کردش و خودش به همراه کیا رفت که یک دور بزنه و ماشینو پارک کنه و بیادش . منم به غرفه مخصوص بچه ها رفتم تا برای کیا easy up بردارم خلاصه خریدمو کردم و رفتیم سوار ماشین شدیم راه افتادیم که بریم خانه داخل اتوبان شدیم  یک ادم احمق و دیوانه جلوی ما در اتوبان رانندگی میکردش هنوزم که یادش می افتم دلم می خواد گریه کنم جاده پر از یخ و برف بودش  به شکلی که همه بسیار اهسته رانندگی میکردن اما این ادم دیوانه با سرعت میرفت انگار که میدان مسابقه است و برفو یخ را به سمت ما پرت میکردش همسرم  خطشو عوض کرد که ما به گونه ای از شر این ادم راحت بشیم اما چشمتون روز بد نبینه که ماشین ما  بر روی یخها لیز خورد و اول ۱۸۰ درجه چرخیدش و از  سمت چپ اتوبان به سمت راست اتوبان لیز خوردیم و سپس ۱۸۰ درجه دیگه لیز خوردیم و متوقف شدیم . منم بدو بدو از ماشین پیاده شدم و به سمت کیا دویدم  

خدایا هزاران هزار بار شکرت میکنم که بچه من سالمه ماشین  سپر جلو و سپر عقبش کاملا صدمه دیده اما میگم معجزه بوده که ما همه گی سالمیم اخه ماشین  SUV My Mercedes-Benzو خیلی محکمه چه ادمهای دیوانه ای پیدا میشن البته در ان موقع من با همسرم خیلی دعوا کردم اما دست فرمانش خیلی خوب بوده و خدا به ما رحم کرده که کاوه توانسته ماشینو کنترل کنه که ما به ماشینهای دیگه نزدیم و کس دیگه ای صدمه ندیده.

خدایا بابت این معجزه که در حق منو خانواده ام انجام دادی  هزاران هزار بار شکرت میکنم . هر چند هنوزم که هنوزه وقتی یاد ان لحظه می افتم بدنم میلرزه اما به فکر  اگر ها نیستم فقط بچه ام سالمه و همسرم چیزیش نشده خودم سالمم یک دنیا شکر

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/٩/٢ - mamanekia