خانه وبلاگ
بايگاني شده ها
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
mamanekia
آرشیو شده ها
مهر ۸٩
آذر ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
لینک دوستان
ارش وروجک مامان
الینا، دختر كوچولو ما
پگاه و پارسا
خاطرات بزرگ شدن من
دختر من
دنا
روبین
شروین
طيبا
گل بهاران
مامان ستایش
مامان مهین وهانا جون
ماني فسقلي
مرجان مامان ماهان
مرمر خانوم
من و زندگی
نیکان و شیطونیهاش
هانا :دختری از کهکشانی دیگر
هستی
يونای من
روانشناسی کودک
کیارش
شازده ماهان
حامی
پویه و پویان
مانا و مانیا
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب وبلاگ
دوست یابی
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود.در همان موقع یک قایق کوچک ماهیگیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود .از ماهیگیر پرسید : چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟
ماهیگیر : مدت خیلی کم
تاجر:پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد ؟
ماهیگیر:چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافیست.
تاجر:بقیه وقتت را چیکار میکنی؟
ماهیگیر:تادیر وقت می خوابم ؛ یه کم ماهیگیری میکنم ؛ بابچه هام بازی میکنم بعد میرم توی دهکده و با دوستام شروع میکنیم به گیتار زدن . خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.
تاجر:من توی هاروارد درس خوندم و میتوانم کمکت کنم .تو باید بیشتر ماهیگیری کنی .اونوقت میتوانی با پولش قایق بزرگتری بخری و با در آمد آن چندتا قایق دیگر هم بعدا اضافه میکنی ؛ اونوقت یک عالمه قایق برای ماهیگیری داری.
ماهیگیر : بعدش چی؟
تاجر:به جای اینکه ماهی ها رو به واسطه بفروشی اونارو مستقیما به مشتری ها میدی و برای خودت کار و بار درست میکنی ....بعدش کارخانه راه میندازی و به تولیداتش نظارت میکنی .... این دهکده کوچک رو هم ترک میکنی و میروی به مکزیکو سیتی ؛ بعد از اونم به لوس آنجلس ؛ و از اونجا هم نیویورک .......اونجاست که دست به کارهای مهم تر میزنی.
ماهیگیر: این کار چقدر طول میکشه؟
تاجر:پانزده تا بیست سال.
ماهیگیر:اما بعدش چی آقا؟
تاجر:بهترین قسمت همینه ؛در یک موقعیت مناسب که گیر اومد میری و سهام شرکت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی . این کار میلیون ها دلار برات عایدی داره.
ماهیگیر:میلیون ها دلار ؛خوب بعدش چی؟
تاجر:اون وقت باز نشسته میشی ؛ میری یک دهکده ساحلی کوچیک ؛ جایی که میتوانی تا دیر وقت بخوابی ؛ یک کم ماهیگیری کنی ؛بابچه هات بازی کنی و بری دهکده و تا دیر وقت با دوستات گیتار بزنی و خوش بگذرونی.
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٦/۱۱/٢ - mamanekia




