اخرين تعطيلات

اخرین تعطیلات تابستان هم تمام شدش02.gifدیگه کم کم هوا می خواد رو به سردی بره اینجا.بچه مدرسه ای ها هم از امروز همه شادان و خندان به مدرسه هاشون رفتن36.gif.اتوبوس مدرسه مثل هر سال تحصیلی جدید صبح که از خواب پاشدیم بچه ها رو سوار کرده بود و به مدرسه می بردش.نا خدا گاه یاد ان دوران خوب 31.gifمدرسه افتادم به یاد بابای پیر فراش مدرسه که گاهی ان بنده خدارو چقدر ماها اذیتش می کردیم.

اقای فراش باشی هم هرکاری که می خواستیم برامون انجام می داد از خرید کردن گرفته تا ...........19.gifبه یاد شیطنت های کودکانه.

اره این اخره هفته با خاله ترانه اینها رفته بودیم خارج از شهر کیا و اشکان هم تا دلشون خواست دنبال هم کردن و از طبیعت زیبا لذت بردن.

                                 Photo preview image 

                                 Photo preview imageای دل غافل که ما چی فکر می کردیم و چی دیدیم13.gifکیا حاج و واج ازکارهای مامانش مانده بود .دلتون روز بد نبینه که داشتم با تلفن با خورشید دوستم حرف میزدم کاوه هم کیا رو برده بودش توی حیاط مثلا من برای خودم استراحت کنم که به ناگهان چشمتون روز بد نبینه دیدم که یک موجودی پشمالو ازکنار مبل به طرف میز نهار خوری در حال حرکته 43.gifتلفنم رو قطع کردم و به بالای میز رفته تا ببینم این موجودبه قول کیا تیه؟07.gif42.gif33.gifتعطیلات اخر هفته گذشته که از بیرون امدیم خانه من دیدم که همسایه ما داخل گاراژ چوب به دست به دنبال چیزی هست و بوی سم بدی هم می امد دلم گواهی داد که باید جانوری انجا باشه که اینها سم پاشی کردن اما سرتون رو چی درد بیارم که به منزل ما مهمان خودشون رو دعوت کرده بودن. کیا از توی اشپرخانه به مامنش نگاه می کردو می دیدش مامان مرتب از روی میز بدو بدو در حال رفتو امد طفلکی پیش خودش فکرمی کرد که اگر مامان مرتب به کیا می گه که نرو بالای میز پس مامان اون بالا چه می کنه پس بالاخره می شه رفت روی میز یا نه39.gif45.gif

   
                                 Photo preview image
                                 Photo preview image 
                                 Photo preview image
/ 14 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صفا

سلام عزيزم. مرسی که به مانی من لطف داری . عزيزه دلم اين گل پسر شيطون و خوشگل را ببوس . دوست دارم.

مامان هانای

گربه بودش ياموووووش!من که ازگربه ها وحشت دارم.موشم که چندششش .تصورشم برام خيلی سخته ولی افرين به مامان کيا بااين دل قوی!من اگه بودم چنان جيغی می کشيدم که هانای به حرف ميومدوبهم ميگفت مامانی نترس الان ميام کمکت.کياجونی رو ببوسين.بای

مريم

سلام مرسی که پيشمون اومدين دوباره بعد از سفر ميام پيشتون از آشنائيتون خوشحال شدم.

May

مرسی که به من سر زدين . اين کيا کوچولو خيلی بامزه هست . راستی نگفتی اين جانور چی بود بلاخره گرفتيش با نه .

ماريا۲

سلام دوباره به مامان کيا گل راستش من حالا حالا قصد ازدواج ندارمميخواهم بدونم من که کسی رو خارج از کشور ندارم چه طوری ميتونم اقدام کنم بدون اينکه ازدواج کنم بيام اون جا البته تو کشور انگليس و المان فاميل داريم ولی نميخواهم اونها برام کاری بکنن اگه تونسين و راهنماييم کنيد ممنون ميشم

مهين

می بينم که خيلی خوش گذشته بهتون . ببوی کوچولو رو از طرف من

ميتی و ماهيش

سلام خانومی..کوچولوی نازی داری از طرف من ببوسش...خوشحالم گردش خوش گذشته.. ممنون به من سر زدی